تبليغاتX
سیب عشق
صفحه نخست | آرشيو وبلاگ | rss

  سيب عشق 86
شبى گشتم مقيم گلشن قم
بلى چون گل شود با گل مقابل
چه گلزارى كه مى روبد نسيمش
چه بانويى كه در اوصاف ذاتش
يگانه دختر باب الحوائج
مپوش از آستان فاطمه چشم
بر اين در هر كه سايد روى اخلاص
زهى معصومه كاندر زهد و عصمت
نگهبانند كشور را دو گوهر
از آن مردم ز قم جويند حاجت
«رسا» در وصف گلهاى نبوّت
بخاك آستانش دادخواهان
يكى تابان چو خورشيد از خراسان
  سحر چون گل شكفتم با تبسّم
در او لطف و صفا يابد تجسّم
غبار محنت و رنج و تألُّم
زبان را نيست ياراى تكلُّم
گرامى خواهر سلطان ِ هشتم
اگر دارى از او چشم ترحّم
بفردوسش بود حقِّ تقدّم
كند مريم در اين مكتب تعلّم
فروزان تر ز مهر و ماه و انجم
كه قم شد كعبه حاجات مردم
كند طبع خدا دادش تَرنُّم
نهاده رخ پى عرض ِ تظلّم
دگر رخشان چو ماه از وادى قم
نويسنده : 3پهر | ساعت 22:50 روز دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388
| لينک ثابت